تبلیغات
قاطی پاطی - هدف و درد دل من

 لینكدونی ..

یک سایت فیلتر شکن قوی...-
آقا بدو تا خودشم فیلتر نشد!!!

تفاوتهای بین مردان و زنان (طنز)...-
بخونین و بخندین!!!

خانمها وقتی سوار سرسره آبی میشید مواظب باشید...-
۱۲ ثانیه ویدئو کلیپ واقعی حتما نگاه کن!!!!

ARCHIVE
 

 لینكدونی ..

کامفولوتر..برو بچ پیام نور

باغ زندگی..

وبلاگ علیرضا در blogfa..برین توش جالبه!

تجارت الکترونیک..کمک به کسانی که می خوان از اینترنت پول درآرن!!

 

 جستجو در بلاگ..

 

 خبرنامه ..

 

 آمار وبلاگ..

امروز .... 

دیروز ....

در كل ...



شنبه 23 مهر 1384:هدف و درد دل من

 

هدف

مرد گدا  پیشه که  آنجا  رسید         از  مدد  همت  والا  رسید

همت اگر سلسله جنبان شود           مور تواند که سلیمان شود

سلام به جوونهای بی کار  و انهایی که منتظر رسیدن نسیم خوشبختی هستند....

یه صبح پشت ماشین می شینی و میری بیرون!!!

اولین سوالی که پیش میآید این است که کجا و چرا ؟؟؟

حالا تو زندگی این سوال چقدر میتونه در حلاجی بعضی مسایل کار گشا باشه؟!!

اصلا زندگی با واقعیت های هولناکش این اجازه را میدهد؟و چقدر در رسیدن به سعادت و امر رضایت به ما کمک می کند؟

در نهایت آیا تخیل محض میتونه به ما کمک چندانی کنه؟

ببین اگه صبح ساعت 11 پا میشی و بعد ناهار رو که زدی میری سراغ الافی و غروبی هم تو کافینت پلاسی و میچتی وبعد با ماشین برو بچ میری دختر بازی حتما این مقاله رو بخون!!!

افرادی که صبر می کنند تا شرایط عالی از راه برسد ،هرگز نمی توانند کاری به انجام برسونند،تازه من شخصا به شما تضمین میدم که حداقل تو ایران شرایط عالی از راه نمیرسه پس این آدمای موفق مادر زادی موفق بودند؟

اولا یادت باشه آزادانه هر سوالی که از خاطرت می گذرد از خودت و دیگران بپرس و جوابشو پیدا کن؟خوب....

زندگی دو روز است که یه روزش رفته درست.....خوب حالا افرادی که در دست به خطر زدن تردید میکنند و از اون احتراز می کنند ، زیرا همه امکانات را ندارند ، هرگز به جایی نمی رسند....

آنچه که افراد ناموفق از اون بی خبرند این است که زندگی دقیقا همان چیزی را به ما می دهد که میخواهیم....اگه حداقل را بخواهی ،حداقل را بدست می آوری...

تو سوال اول گفتم کجا وچرا....دیروز یه مسابقه فرمول یک شرکت کرده بودم...می دونی با نابغه های ماشین سواری مسابقه دادم...میدونی سه اصل خوب رعایت کردم...1-فرمونو خوب تنظیم می کردم. 2-گاز را به موقعه و به اندازه فشار میدادم.3- مهمتر از همه فرمون را محکم چسبیده بودم ....اول شدم...؟

یعنی می شه با این اصول ساده بر افراد نابغه چیره شد؟((نبوغ در سادگی است))

بعضی افراد می ترسند چیزی بخواهند ، و وقتی می خواهند اصرار بر آن نمی ورزند...بزرگترین دام بر سر راه موفقیت

،آنچه که باعث میشه که مردم  نتوانند برای هدفشون تلاش کنند ترس است ...{ترس از شکست، ترس از طرد شدن ، ترس از موفقیت  و....}

نه اشتباه نکن ترس به تنهایی بد نیست...ترس واکنش طبیعی بدن برای آگاه کردن ما از وقوع احتمالی یک مشکل است.

در حقیقت ترس نبز مثل هر چیزی باید به اندازه و به جا باشد ....

اجازه بده سوالی ازت بپرسم : چند بار به زمین خوردید تا تونستی راه رفتن رو یاد بگیری؟چقدر طول کشید تا اولین قدم استوار رو برداری......

همه بچه ها راه رفتن رو یاد میگیرن فرمول جادویی موفقیت همینه...  اما ما بزرگا چنین روشی در پیش نمی گیریم....

بزرگسالان شکست حتمی و محتوم میدونن...پس اگه یه بار شکست خوردن  یکی دو بار دیگه حداکثر امتحان می کنند و بعدش رها کرده و توجیهات فراوانی مبنی بر خوب نبودن کار یا ....

هر انسانی شرایطی را در بطن و اعماق روحش طلب میکنه که رسیدن به اون باعث آرامش جسم و روح انسان میشه....

مهمترین اصل در زندگی رضایت از خود است یعنی بعدها از استفاده  نکردن موقعیتی حسرت نخوریم...  در مورد تاثیر این اهداف در زندگی می توننم بگم  که به زندگی معنا می ده ،ببین از پوچی ها و دپ های بی موقعی که یقه ما رو می گیره آزاد می شیم....با داشتن اهداف آینده را همین الان رقم می زنیم و خلق می کنیم...

اهداف اولین قدم هر کار است.اگر نیت هر هدفی را نشناسی ، دنبال کردن آن برای تو سخت و دشوار میشه...

برای هر کاری باید دلایل کافی داشته باشیم . برای انجام هر کاری  می توان راههایی یافت اما اگر مقصود از آن کار را ندانی هیچ وقت آن قدر تحت تاثیرش قرار نمیگیری  که بتوانی آن را تا آخر ادامه دهی....

 در مورد تخیل محض بگم که کاملا تخیلی بودن جالب نیست اما وجود تخیل قوی خیلی کمک می کند...نبروی تخیل قویترین نیروی پنهانی انسان است...اگر در تخیل خود را هر چه تصور کنی و باور کنی و البته تمرین و تکرار آن  تخیل آنگاه ناخوداگاه انسان که ارباب وجود انسان است هم باور میکنه حالا دیگه90 درصد کار حل شده...

در مورد ناخوداگاه ، گفتن ارباب انسان است ولی کوره....نمی بینه که تو واقعن چی هستی و هر چی بگی و بر اون اصرار کنی باور میکنه.....

می دونی چرا الان این وضع گریبانتو گرفته؟ چون خودت اینو به ناخوداگاهت در طی این سالها القا کردی ...برای رهایی از این تصورت که در طول سالها به وجود آمده ، باید مدتی تمرین و اصرار کنی که تو اون چیز جدید هستی ....تا ناخوداگاه تغییر وضعیت بده....شاید بخندی و بگی کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی....ولی من میگم که دارم دوا کردم حالا نیاز به کمی زمان دارم...ببین اگه یک درصد این حرفها درست باشه به نظر من به انجامش می ارزه...

دیدی مثل مسابقه فرمول یک من  رسیدن به اهداف خیلی ساده است...فقط یه ذره باور و همت برای نوشتن و تحلیل اهدافت داری...

اگه جدی گرفتی و میخواهی از این کرختی در بیای با  id  من تماس بگیر....badboys_safel@yahoo.com

زندگی مثل اینه که تو یه اقیانوس مواج با هزاران کشتی مجهز دیگه داری مسابقه می دی...اگه توقع داری زود به مقصد برسی سکان رو درست و به موقع بچرخون و از اون مهمتر در  کل مسیر سکان را محکم بچسب و رها نکن....  

تهیه و نوشته شده توسط مجتبی(مجی بدشانس)

 

 

 

مجی بدشانس +درد دل , +

ویرایش در [شنبه 23 مهر 1384] || [01:10 ق.ظ]

[12:10 ب.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

.(C) Copyright

All Right Reserved

Alireza Asgari !!