|
تو را می خوانم...
ای امید نا امیدیهای من ای وجود تو همه رویای من ای گل شب بوی شبهای پر از مهتاب من تو را می خوانم از عمق خیالات شبانه ام
ای همان خورشید گرم زند گانیم ای همان ماه شب سرد زمستانیم ای نگاه تو همه بینای من تو را می خوانم از پشت پرده حسرت زمانه ام ای فریاد سکوت پر خروش من ای تپش های قلب وجود من ای وسعت ناپایان دشت آرزوی من ای تک ستاره شب های خسته ام تو را می خوانم از ان سوی آسمان های نگاه! ای سپیدی صبح ، ای روشنایی سحر ای آفتاب پاک ای زلالی رود...
در دل غمگین این شبهای سخت در میان این کویر سوت و کور ای امید ناامیدی های من تنها گرمی لبخند چشمهای تو همچو خورشید می دهد شوق امید فردا.... (شاعر:خواهرم مریم)
|
مجی بدشانس +عمومی , +
ویرایش در [شنبه 23 مهر 1384] || [01:10 ق.ظ]
|
[10:10 ق.ظ] || [+]
Comments [] |
|